صفحه اصلی Skip Navigation Links
دیدگاه ها و چشم اندازها
پایان نامه ها
گفتار های کلاسی(صوتی)
زندگینامه
عکس ها
تماس و طرح سئوال
Skip Navigation Links
مقاله ها
سخنرانی ها
گفتگو ها
کتاب ها
پژوهش ها
نقد ها
مقالات دیگران
به بهانه تولد فروغ فرخ زاد (هشتم دی)
من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه من آمدی، برای من ای مهربان چراغ بیاور
ویک دریچه که از آن
به ازدهام کوچه خوشبخت بنگرم

اگرچه معرفي فروغ (1345- 1313ﻫ - ش) در اين مختصر مطلقاً ممكن نيست، اما به شيوه‌ي فهرست‌وار و مختصر مي‌توان نخست به نگرش ساده او از باطني مذهبي به جهان در شعر «كسي كه مثل هيچ كس نيست» شروع كرد، تا نگاهي سخت منتقد به نهادهاي ديني، سنتي، پدرسالارانه و به ويژه نقد سياسي اجتماعي و اقتصادي در اشعار مختلف او و بالاخره به شعر اجتماعي ولي فلسفي و عميق او: «ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد».(1)
فروغ با نگرشي راديكال و چپ و با سوگيري ملايمي از باورهاي نوماركسي تجربه‌هاي مفيد و كاركردي‌اي را در شعر معاصر پرورانيد و تاثيرات عمده‌اي در شعراي پس از خود به يادگار گذاشت. سهراب سپهري را مي‌توان از بهترين تاثيرگرفتگان شيوه‌ي ساختاري شعر فروغ به شمار آورد.
اشعار فروغ را مي‌توان در چند دسته‌ي ذيل تقسيم نمود:
1- اشعار كودكانه: مثل «كسي كه مثل هيچ كس نيست» و «به علي گفت مادرش روزي» كه اولي آميزه‌اي از گرايش‌هاي مذهبي و باورهاي ماركسي ديده مي‌شود و در دومي گرايش‌هاي سنت ستيزي و ماركسي. شعر «به علي گفت...» ياد‌آور متقابل قصه «ماهي سياه كوچولو» نوشته‌ي صمد بهرنگي است، كه علاوه بر يادآوري نگرش‌هاي جامعه‌شناختيِ تمايل به شيوه‌هاي مردم‌گرايي، هر دو يادآور بهره‌هاي مهمي از نگرش‌هاي عرفاني و وحدت وجودگرايانه‌ي ادب فارسي در شكل و زبان تازه‌ي امروزي هستند.
2- اشعار عاميانه: مثل شعر حماسي «اي مرز پرگهر»، و با كمي گرايش عارفانه ‌غزل «عاشقانه».
3- اشعار انتقادي- اجتماعي: : مثل «عروسك كوكي»، «آيه‌هاي زميني»، «دلم براي باغچه مي‌سوزد» و «پنجره».
4- اشعار انقلابي: مثل «گل سرخ» و «فتح باغ».
5- اشعار فلسفي- اجتماعي: مثل «ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد»، «تولدي ديگر» و «تنها صداست كه مي‌ماند». كه اين آخري خود بهترين دفاعيه‌ي تاريخي فروغ در برابر كج‌فهمي‌هاي عوام و مغرضين است.
فروغ، فيلمسازي توانا،‌ شاعري متعهد در اوج ساخت و محتواي شعر معاصر جامعه‌شناختي، زني تنها، انسان‌گرا،‌ عاطفي، آن قدر كه كودكي بي‌سرپرست را به فرزندي قبول مي‌كند و براي «هر سگ و گربه‌اي گريه مي‌كند.» (2) و با جزاميان زندگي كند تا آنها را بهتر بفهمد و دوست بدارد. او شجاع‌تر از هر استاد دانشگاه زمان خود بي‌پروا و صريح در نقد حاكميت سياسي كوشيده و بدون ترس، آرزوي آمدن كسي را مي‌كند كه «بي‌آنكه كم بياورد مي‌تواند هزار را از بيست ميليون بردارد.» و در جنبش‌هاي دانشجويي به عنوان فعال سياسي شركت كرده و درگير رودررو با سياست روز و علاقه‌مند به اصلاح‌طلبي‌هايي از گونه‌ي نهضت دكتر مصدق، طليعه‌اي نو از پيوند نظر و عمل در شعر متعهد امروز مي‌شود. فروغ سرانجام در تصادفي مشكوك، به پاياني كه خود به ناگزير آن را مطلوب‌ترين انتخاب مي‌دانست،‌ رسيد و با مرگ خود جامعه‌ي ايراني را از دنباله‌ي تجربيات خويش محروم ساخت.(3)


پاورقی ها:
1-فرخزاد، «تولدي ديگر» و «ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد
2-به نقل از مصاحبه با مادرش در فيلم سرد سبز
3- متن فوق برگرفته از منبع ذیل است:
تنهائی،ح.ا،جامعه شناسي تاريخي نظريه هاي متفكرين مسلمان،تهران، بهمن برنا،1383،چاپ اول:322-323
Skip Navigation Linksindex > view publications
تاسیس: بهار 87
کلیه حقوق محفوظ است © 1388 - 1387
طراحی: شرکت شرکت طراحی وب سایت آرام شرق ایرانیان
تلفن: 77903805  77934158 - 09122082889