دکتر حسین ابوالحسن تنهایی(1)- زهرا حضرتی صومعه(2)
چکیده سرمایه اجتماعی مفهومی دربرگیرنده ويژگي هایی مانند اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و هنجارها است. سرمایه اجتماعی از ویژگی خودزایی و خودمولدی برخوردار است، به این معنا که با استفاده مناسب از آن، زمینه برای تولید و تقویت آن فراهم میشود. هدف اصلی این مقاله، تحلیل کیفی فرانظری سرمایه اجتماعی در بین شهروندان تهراني است. چارچوب نظری و مدل تحلیلی با استفاده از نظریهِ نظریه پردازانی همچون جرج زیمل، هربرت بلومر، آنتونی گیدنز، پیر بوردیو، جیمز کلمن، فرانسیس فوکویاما و رابرت پاتنام، و روش این پژوهش، پیمایشی در حوزه روش شناسی تفسیری و با تکنیک پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده است. نتیجه ی مطالعه بیانگر آن است که جامعه ی ايران، جامعه ای Me است، و تعاریف و نگرش مردم از سرمایه اجتماعی در جامعه ایران با توجه به ساختار جامعه Me ساخته مي شود. مفاهیم کلیدي سرمایه اجتماعی، فرانظری، کیفی، تحلیل، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، هنجارها، دیالکتیک، عینی، ذهنی، جامعه me.
مقدمه سرمایه اجتماعی، موضوعی بینرشتهای است که نقش كاركردي آن تسهیل ارتباطات انسانی است. سرمایه اجتماعی دربرگیرنده موجودیت های مختلفی است که تمامی آنها در دوعنصر مشترک هستند: همه آنها جنبه ایی از ساخت اجتماعی را درخود داشته و کنش معینی ازکنشگران را دردرون این ساختار تسهیل می کنند. سرمایه اجتماعی همانند دیگر اشکال سرمایه مولد است. سرمایه اجتماعی در ساختار روابط میان کنشگران موجود است. کلمن پس ازاین تعریف از سرمایه اجتماعی، مجموعه های مختلفی ازکنش ها، پیامدها و روابط را سرمایه اجتماعی می نامد. ازنظر او سرمایه اجتماعی هر آن چیزی است که به مردم و نهادها امکان عمل می دهد. سرانجام این که سرمایه اجتماعی از نظرکلمن به لحاظ هنجاری و اخلاقی خنثی است. یعنی نه مطلوب است و نه نامطلوب. و صرفا با فراهم کردن منابع لازم، وقوع کنش ها را امکان پذیر می سازد. (کلمن، 1377، 462) سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه معینی ازهنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجازاست، درآن سهیم هستند. اما به نظر فوكوياما مشارکت درارزش ها وهنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد، چرا که این ارزش ها ممکن است ارزش های منفی باشد(فوکویاما، 1379، 11). هدف این مقاله آن است که به اکتشاف فرانظری سرمایه اجتماعی در ميان مردم تهران بپردازد.
بیان مساله انسان به عنوان موجودی اجتماعی در جامعه مطرح است و بخش عظیمی از هویت اجتماعی وی محصول ارتباط او با انسان های دیگر است. با توجه به حرکت شتابان و سریع تمام جوامع به سمت صنعتی شدن، تخصصی شدن امور، تقسیم کار فزاینده و لزوم وجود فناوری ارتباطات و اطلاعات به روز و گسترده، ضرورت ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی بر پایه ایجاد شبکه ارتباطی و تعاملات اجتماعی را بیش از هر زمان ضروری نموده است. سرمایه اجتماعی مجموعه ای معین از توان مندي ها و ارزش های غیر رسمی است که در بین اعضای یک گروه باعث افزایش مشارکت، تسهیل روابط اجتماعی و حل و فصل معضلات اجتماعی به گونه ای کم هزینه تر، سریعتر، و سهل تر خواهد بود. سرمایه اجتماعی برخلاف دیگر سرمایه ها به صورت فیزیکی وجود ندارد بلکه حاصل كنش متقابل اجتماعی است که افزایش آن می تواند موجب پایین آمدن سطح هزینه اداره جامعه و نیز هزینه های عملیاتی سازمان ها شود. نظریه سرمایه اجتماعی دارای دو ويژگي اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی است. اين شاخص ها مي توانند در نسبيت هاي اجتماعي جوامع مختلف تغيير يابند.
اهداف پژوهش هدف کلی : « تحلیل کیفی فرانظری "سرمایه اجتماعی" در میان مردم تهران سال 1387 » اهداف جزئی: 1- بررسی اعتماد اجتماعی به عنوان یکی از ويژگي هاي سرمایه اجتماعی. 2- بررسی مشارکت اجتماعی به عنوان یکی از ويژگي هاي سرمایه اجتماعی. 3- بررسي وضعيت هنجارهاي اجتماعي در جامعه مورد مطالعه به عنوان یکی از ويژگي هاي سرمایه اجتماعی. 4- تدوين برخي شاخص ها و سنجش ويژگي هاي مختلف سرمایه اجتماعی در ساختار جامعه ایران (شهر تهران).
چارچوب نظری طرح چارچوب نظری اين پژوهش بر اساس نظریه هاي جرج زیمل، هربرت بلومر، آنتونی گیدنز، پیر بوردیو، جیمز کلمن، فرانسیس فوکویاما و رابرت پاتنام ساخنه شده است. 1- جرج زیمل(Simmel , George) بر اساس نظر زیمل، جامعه بافتی از کنش های متقابل و الگودار است و وظیفه جامعه شناسی بررسی صورت های این کنش ها است، درست همچنان که در دوره های گوناگون تاریخی و در زمینه های متنوع فرهنگی پیوسته رخ می دهند. (کوزر، 1372، 247) کنش دو سویه واقعیت بخشیدن به یک واحد، یک جامعه یا یک جامعه پذیری است.(استونز، 1379، 120) زیمل معتقد بود که ساختار جامعه، ترکیب یافته از واقعیت های دوگانه ای است که در برابر هم معنی می گیرند، و گاه ممکن است این تقابل، نشان دهنده دو دوره از تکامل تاریخ باشد، ولی بهرروی، درک هر کدام مستلزم درک دیگری، و درک کلیت و تمامیت جامعه نیز مستلزم درک روابط ديالكتيكی این اجزاء دوگانه است. (تنهایی، 1379، 32) به نظر زیمل، فرآیندهایی نظیر تقسیم کار فزاینده، عقلانیت مفرط، سلطه روزافزون و نظایر آن سبب پیدایش دلزدگی و احتیاط در روابط اجتماعی موجود در کلان شهر شده است. در حالت دلزدگی، فرد قادر نیست تفاوتها را دریابد. در چنین شرایطی، اهمیت زندگی از میان می رود، تمام امور و فعالیتها یکنواخت می شوند و رضایت از زندگی کاهش می یابد. احتیاط نیز از دیگر ویژگی های روابط اجتماعی درزندگی کلان شهری است. به موازات افزایش افراد، روابط چهره به چهره کارکرد خود را از دست داده و جای خود را به روابط دیگر می دهند. به اعتقاد زیمل ، نتیجه چنین شرایطی ناپایداری روابط و کاهش اعتماد اجتماعی است. (مسائل اجتماعی ایران، 1383، 294) با نگاهی دقیق به روش شناسی زیمل می توان گفت که به نظر او هر واقعیت جامعه شناسی همیشه دارای دو ويژگي است: 1- صورت و 2- محتوا و یا به عبارت دیگر ساختار و محتوا. بنابراين می توان گفت که سرمایه اجتماعی دارای دو جزء اعتماد و پیوند است. این دو جزء معرف تقسیم بندی سنتی موجود در نظریه اجتماعی بین ساختار و محتوا است. (زیمل، 1971؛ به نقل از مسائل اجتماعی ایران، 1383، 305)
2- هربرت بلومر(Blumer , Herbert) روش شناسی هربرت بلومر طبیعت گرایانه است و آن به این معناست که طبیعت جهان تجربی را به گونه ای که در جهان خارج است بشناسیم، به صورت مفاهیمی که از خود واقعیت يافت مي شوند و دائماً در فرآیند شدن و بازآفرینی هستند. دنیای تجربی، یک دنیای زنده و در حال حرکت است و همواره در حال نو شدن می باشد. جهان تجربی از نظر بلومر، محل برخوردهای واقعی مردم یا تشکیل کنش متقابل نمادی است و باید در همان جا نیز مورد آزمون قرار گیرد. تجربه به معنی تعمق و ژرف نگری در زندگی واقعی و عملی مردم، آنگونه که به واقع هست، مي باشد. ( تنهایی، 1379، 460-459) بلومر تاکید می کند که انسان در مقابل شرایط اجتماعی که در برابر آن قرار دارد و قرار است در برابر آن شرایط، با اشاره معانی به خویشتن خویش و تفسیر آن معانی، به کنش بپردازد، می بایستی ظرف وجودی خاصی داشته باشد. او از این توان مندی و ظرف وجودی به عنوان یک ساخت بحث می کند که می توانسته است در فرایند تکاملی متناسب با حیات بشری با کنش متقابل اجتماعی تنظیم شده باشد، و پس از این هم در فرایند دیالکتیکی کنش متقابل نمادی انسان با تفاسیر تازه خود می تواند در این تنظیم دخالت کند. پس انسان از یک سو توانمندی تفسیر، تغییر و تحول شرایط در ساخت بشری خود را به عنوان خصیصه تکاملی به میراث و همراه دارد: (من)، و از سوی دیگر در برابر مردم و موقعیت هایی قرار دارد که او را تعریف می کنند، و از او انتظار دارند که نه تغییر، بلکه پیروی از سنن و هنجارهای اجتماعی را پیشه کند: (= من اجتماعی). من اجتماعی به زبان مید و بلومر یعنی انتظارات اجتماعی، و آگاهی انسان سرانجام در همین فرایند جدلی میان من و من اجتماعی به تعبیری ساختاری در خود جلوه می نماید. پس خود – فاعل امر اجتماعی از نظر مید و بلومر – نه آزاد و مختار است که بنابر قوانین آزاد من عمل کند، گرچه می تواند چنین باشد، و مجبور است بر اساس قوانین ساختی و فرهنگی من اجتماعی عمل کند، اما می تواند که چنین نکند. خود در فرایند این ديالكتيك همیشگی در کنش متقابل آگاهی خاصی را مرور می کند که از تجربه شروع می شود و در همان تجربه اجتماعی رشد می یابد. ولی می تواند به دو سو میل کند: تازگی و ماندگی. (تنهایی، 1378، 48-46) من اجتماعی Me در واقع همان توقعات اجتماعی و انعکاس هنجارهای فرهنگی در درون خود افراد است و من I بخش نیروهای انگیزنده و تازه پیش بینی نشده است. در دیالکتیکی پیشرونده میان این دو فرآیند، خود Self بوجود می آید.
3- آنتونی گیدنز(Giddens , Anthony) نقطه آغاز هستی شناسی گیدنز دیالکتیک میان فعالیت ها و شرایط است که در زمان و مکان رخ می دهد. (ریتزر، 1988، 488) اعتماد به شیرازه زمان و مکان مربوط می شود، زیرا اعتماد یعنی تعهد دادن به شخص، گروه یا نظام در طول زمان آینده. اعتماد یک اندیشه مدرن است. ریسک و اعتماد به طور تنگاتنگی به یکدیگر مربوطند. اعتماد – به یک شخص، یا به یک نظام، به طور مثال نظام بانکی – به معنی انطباق با ریسک است، در حالی که قبول ریسک می تواند به معنی ایجاد اعتماد باشد. (گیدنز، 1384، 176-175) برخوردهای زندگی امروزی در محیط های ناشناس فعالیت اجتماعی مدرن، به صورتي كه گافمن آن را «بی توجهی مدنی» نامیده است، ساخته مي شود. بی توجهی مدنی بنیادی ترین نوع پایبندی چهره دار در رويارویی با بیگانگان در شرایط مدرنیته است. بی توجهی مدنی همان «زمزمه زمینه ساز » اعتماد است، که از یک نواخت اجتماعی به دقت تنظیم شده برخوردار است. (گیدنز، 1384 ، 98- 96) آنتونی گیدنز بین دو نوع اعتماد تمایز قائل می شود: 1- اعتماد به افراد خاص و 2- اعتماد به افراد یا نظام های انتزاعی. اعتماد انتزاعی دربرگیرنده آگاهی از مخاطره و فرد مورد اعتماد است. در حالی که کنش گر می تواند به راحتی در مورد میزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت کند (براساس اطلاعات مربوط به تاریخچه آن فرد، انگیزه ها و شایستگی های او)، می تواند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به دیگران تعمیم یافته نیز دارای ایده ها و باورهایی باشد. افراد همچنین می توانند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظام های انتزاعی نظیر نهادها نیز دارای باورهایی باشند. از این فرایند می توان با سطح نهادی اعتماد نام برد. این همان چیزی است که گیدنز آن را ایده اعتماد به «نظام های تخصصی» می نامد. ممکن است کنش گر از فردی که اتومبیل او یا خانه او را ساخته شناختی نداشته باشد، ولی نسبت به نظام استاندارد، تنظیم قواعد و قوانین، نظارت و کنترل کیفیت دارای میزانی از اعتماد باشد. برای ارزیابی سرمایه اجتماعی در سطح ملی، _سنجش اعتماد به نهادهای مختلف اجتماعی ضرورت دارد. در حالی که اعتماد به افراد خاص می تواند در سطح خرد سرمایه اجتماعی مهمی باشد، ولی اعتماد انتزاعی برای سرمایه اجتماعی در سطح ملی ویژگی مهم تری محسوب می شود. (مسائل اجتماعی ایران، 1383 ، 307- 306) اعتماد در شكل دوم مي تواند به چند صورت ديده شود: 1- اعتماد بین فردی یا اعتماد به افراد آشنا --------------- 2- اعتماد اجتماعی یا اعتماد تعمیم یافته یا اعتماد به دیگران --------------- 3- اعتماد مدنی یا اعتماد به سازمانها و نهادها . ---------------------------- 4- پیر بوردیو(Bourdieu , Pierre) بوردیو معتقد است که دو رویکرد عینیت گرایی و ذهنیت گرایی دو پاره ی اصلی تفکر اجتماعی هستند و رابطه ی دیالکتیکی با یکدیگر دارند. بوردیو برای ترکیب عینیت گرایی و ذهنیت گرایی مجموعه ای بدیع از مفاهیم را وضع کرد که با مفاهیم ملکه، میدان و سرمایه استحکام یافته بود. ملکه مشخص کننده نظام و مجموعه ای از خوی و خصلت های ماندگار و قابل جابجایی است که از طریق آن ادراک و داوری کرده و در جهان پیرامون خود عمل می کنیم. حوزه های گوناگون و متفاوت زندگی، هنر، علم، دین، اقتصاد، سیاست و ... ، مدل های کوچک متمایزی از قاعده ها، مقررات و اشکال قدرت را شکل می دهد که بوردیو آن را میدان می نامد. میدان فضای ساخت مندی از جایگاه هاست. میدان قدرتی است که تصمیمات مشخص خود را بر کسانی که وارد آن می شوند تحمیل می کنند. سرمایه هر گونه خاستگاه و سرچشمه در عرصه ی اجتماعی است که در توانایی فرد برای بهره مندی از منافع خاصی که در این صحنه حاصل می گردد موثر واقع شود. سرمایه اساساً به چند صورت دیده می شود: سرمایه اقتصادی (دارایی مالی و مادی)، سرمایه فرهنگی (کالا، مهارتها و عناوین نمادین کمیاب)، سرمایه نمادین (صفات اخلاقی که به افراد خاصی داده می شود) و سرمایه اجتماعی (منابعی که به صِرف عضویت در گروه به فرد تعلق می گیرد). بررسی و تحلیل ساختارهای عینی از بررسی و تحلیل پیدایش ساختارهای ذهنی در درون فردِ زیستی که خود تا حدودی محصول درونی شدن ساختارهای اجتماعی است و نیز از تحلیل و بررسی پیدایش خود این ساختارها، تفکیک ناپذیر است.(استونز، 1379، 337 – 334) پس در تقابل دیالکتیکی ملکه، میدان و سرمایه، که آن هم سرمایه ای فرهنگی است، نقشی اساسی بازی می کند. (تنهایی، 1384، 6) عاملان اجتماعی در ويژگي اول بر اساس میزان کلی سرمایه ای که در شکل های متفاوت آن دارا هستند، و در ويژگي دوم بر اساس ساختار سرمایه شان، یعنی بر اساس وزن نسبی هر یک از انواع مختلف سرمایه، اقتصادی و فرهنگی، که به صورت جداگانه دارا هستند، توزیع می شود.(بوردیو، 1381، 34-33) از دیدگاه بوردیو سرمایه اجتماعی، جمع منابع واقعی یا بالقوه ای است که حاصل از شبکه ای بادوام از روابط کمابیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل – یا به بیان دیگر، با عضویت در یک گروه – است. شبکه ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می کند و آنان را مستحق «اعتبار» می سازد. (تاجبخش، 1384، 147) به اعتقاد بوردیو سرمایه اجتماعی چیزی است که در طول زمان برای کسب آن باید تلاش کرد. به تعبیر بوردیو، سرمایه اجتماعی محصول نوعی سرمایه گذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه است که به دنبال تثبیت یا بازتولید روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه مدت یا بلند مدت قابل استفاده هستند. براي او، پيوندهاي بادوام و متراكم از اهميت خاصي برخوردار است چرا كه ميزان سرماية اجتماعي هر فرد بستگي به تعداد روابط و ميزان سرمايه (فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي) تملك شده توسط هرفرد رابطه دارد. ( فيلد، 2003 : 17) حجم سرمایه اجتماعی مورد تملک یک فرد به اندازه شبکه پیوندهایی بستگی دارد که او می تواند به طرزی موثر بسیج کند، و مضافاً وابسته است به حجم سرمایه (اقتصادی ، فرهنگی یا نمادین) در تصرف کسانی که وی با آنان مرتبط است. منفعت های حاصل از عضویت در یک گروه، همبستگی را به وجود می آورد که حصول منفعت ها را ممکن می سازد. پس سرمایه اجتماعی نوعی ابزار دسترسی به منابع اقتصادی و فرهنگی از طریق ارتباطات اجتماعی است. تاکید بوردیو بر مشارکت فرد در شبکه های اجتماعی است که این مشارکت سبب دسترسی او به منابع و امکانات گروه می شود. در دیدگاه بوردیو، سرمایه اجتماعی نوعی محصول اجتماعی است که ناشی از تعامل اجتماعی می باشد.(مسائل اجتماعی ایران، 1383، 300)
5 - جیمز کلمن(Coleman , Jamess) جیمز کلمن سرمایه اجتماعی را این گونه تعریف می کند: «سرمایه اجتماعی شی واحد نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند، و کنش های معین افرادی را که که در درون ساختار هستند تسهیل می کنند. سرمایه اجتماعی، مانند شکل های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدف های معینی را که در نبودن آن دست یافتنی نخواهد بود امکان پذیر می سازد.(کلمن، 1377 ،ص 462 ) به اعتقاد کلمن سرمایه اجتماعی از طریق کارکردش تعریف می شود. یک هستی منفرد نیست، بلکه تنوعی از هستی های متفاوتی است که دارای دو خصوصیت مشترک هستند: همگی دارای وجوهی از یک ساختار اجتماعی هستند و همگی کنش های خاصی از افراد داخل ساختار را تسهیل می کنند». ( کلمن ، 1994 ، 302 ؛ به نقل از فیلد ،1386، 46) سرمایه اجتماعی بر خلاف سایر اشکال سرمایه، به طور ذاتی در ساختار روابط کنشگران با هم و رابطه بین آنها حضور دارد. از آن جا که سازمان هایی با اهداف مشخص می توانند درست مثل اشخاص «حقیقی» کنشگر به حساب آیند، روابط بین این اشخاص حقوقی هم می تواند معادل سرمایه اجتماعی برای ایشان باشد. (تاجبخش، 1384، 50-49 ) به اعتقاد جیمز کلمن، سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشگر اجازه می دهد تا با استفاده از آن به منابع خود دست یابد. این ويژگي از ساختار اجتماعی شامل تکالیف و انتظارات، مجاری اطلاع رسانی، هنجارها و ضمانت اجراهایی است که انواع خاصی از رفتار را تشویق یا منع می كند.(کلمن، 1988؛ به نقل از مسائل اجتماعی ایران، 1383، 301-300) به اعتقاد کلمن، سرمایه اجتماعی می تواند به سه شکل ظاهر شود: اول – تکالیف و انتظاراتی که بستگی به میزان قابلیت اعتماد به محیط اجتماعی دارد، دوم – ظرفیت اطلاعات برای انتقال و حرکت در ساختار اجتماعی تا بتوان پایه ای برای کنش فراهم نمود، سوم – وجود هنجارهایی که توأم با ضمانت اجرایی موثر. بنابراين سرمایه اجتماعی در كنش اجتماعی وجوددارد.
6- فرانسیس فوکویاما(Fukuyama , Francis) فوکویاما بر وجود هنجارها و ارزش های غیر رسمی در یک گروه تاکید دارد. سرمایه اجتماعی به نظر وي وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیر رسمی است که اعضای گروهی که همکاری میان آنان مجاز است در آن سهیم هستند؛ مشارکت در ارزش ها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد، چرا که این ارزش ها ممکن است منفی باشند. بر عکس، هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می کنند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشند. در ارتباط با سرمایه اجتماعی دو نکته می باید روشن گردد: نخست این که سرمایه اجتماعی متعلق به همه گروه هاست. دوم، سرمایه اجتماعی با توجه به علم سیاست و علم اقتصاد لزوماً چیز خوبی نیست. در این علوم همکاری و همیاری برای تمام فعالیت های اجتماعی خواه خوب یا بد، ضروری است (فوکویاما، 1385، 13-10) روش هاي عمده ای که از طریق آن هنجارهای اجتماعی تعاونی می توانند ایجاد شوند عبارت هستند از: هنجارهایی که به لحاظ نهادی ساخته شده، ساخت مندی خودجوش، برونزاد ساخت مندی و هنجارها که از طبیعت ریشه گرفته است. (فوکویاما، 1385،106-97) مهمترین منابع سرمایه اجتماعی از نگاه فوکویاما عبارت است از: خانواده و هنجارهای اجتماعی (فوکویاما، 1379، 12). واضح است که هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می کنند تقسیم پذیراند، یعنی می توانند تنها میان گروه محدودی از مردم از همان اجتماع مشترک باشند و نه در میان دیگران، در حالیکه سرمایه اجتماعی در همه جوامع وجود دارد، اما می توان به طرق مختلف توزیع گردد. 7- رابرت پاتنام(Putnam , Robert ) رابرت پاتنام بر چگونگي تاثیر سرمایه اجتماعی بر رژیم های سیاسی و نهادهای دموکراتیک مختلف تاكيد مي كند. (فیلد، 1386؛ 51) پاتنام سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از مفاهیمی مانند اعتماد، هنجارها و شبکه ها می داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آنان را تامین خواهد کرد. از نظر وی اعتماد و ارتباط متقابل اعضا در شبکه منابعی هستند که در کنش های اعضا جامعه موجود است. وی سرمایه اجتماعی را وسیله ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستم های مختلف سیاسی می دانست. اعتماد میان مردم و دولتمردان و نخبگان سیاسی، موجب توسعه سیاسی مي شود. بنابراین اعتماد منبع باارزشی از سرمایه محسوب می شود که اگر در حکومتی به میزان زیاد اعتماد وجود داشته باشد به همان میزان رشد سیاسی و توسعه اجتماعی بیشتر خواهد شد. همچنين رابرت پاتنام اعتقاد دارد كه سرماية اجتماعي وجوه گوناگون سازمان اجتماعي، نظير اعتماد، هنجارها و شبكهها است كه ميتوانند با تسهيل اقدامات هماهنگ كارايي جامعه را بهبود بخشند. (پاتنام ،1380 : 285) به بیانی دقیق تر، سرمایه اجتماعی از طریق افزایش هزینه های بالقوه جداشدن، تقویت هنجارهای مستحکم بده بستان، تسهیل جریان اطلاعات، از جمله اطلاعات مربوط به شهرت کنشگران و تجسم موفقیت های گذشته سعی دارد به تحقق کنش جمعی کمک می کند. (پاتنام، 1993، 173؛ به نقل از فیلد، 1386، 54) پاتنام دو شکل سرمایه اجتماعی را از هم مجزا مي كند: سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده (یا جامع) و درون گروهی (یا انحصاری). سرمایه اجتماعی درون گروهی، هویت های انحصاری را تقویت کرده و باعث حفظ همگنی می شود؛ سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده، افراد متعلق به تقسیمات اجتماعی متنوع را گرد هم می آورد. سرمایه اجتماعی درون گروهی، برای تقویت كنش های خاص و انتقال همبستگی مفید است و همچنین در نقش یک نوع چسب قوی جامعه شناختی برای حفظ وفاداری درون گروهی قوی و تقویت هویت های مشخص، عمل می کند. اتصالات ارتباط دهنده، برای اتصال به ابزارها و امکانات خارجی و نشر اطلاعات مفیدند و یک بینش جامعه شناختی فراهم می آورند که می توانند هویت ها و تعاملات وسیع تری را به وجود آورد. (پاتنام، 2000، 3-22؛ به نقل از فیلد، 1386، 56) ذخایر سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد، هنجارها و شبکه ها، خود ضامن حسن اجرای خود هستند و انباشته می شوند. همکاری موفقیت آمیز در یک مورد، پیوندها و اعتماد، یعنی دارایی های اجتماعی ای را ایجاد می کند که همکاری های آتی درباره موضوعاتی که ارتباط با آن مورد ندارد را تسهیل می کند. صاحبان سرمایه اجتماعی نیز همچون صاحبان سرمایه های متعارف سعی در افزایش آن دارند.
زیمل واقعیت جامعه شناسی را به دو شکل ساختار (ذهنی) و محتوا (عینی) در نظر می گیرد . سرمایه اجتماعی دارای دو جزء اعتماد و پیوند است. این دو جزء معرف تقسیم بندی سنتی موجود در نظریه اجتماعی بین ساختار و محتوا است . در دیدگاه بلومر سرمایه اجتماعی، معادل self است که ناشی از تقابل دیالکتیکی I و Meاست؛ در من اجتماعی Me که تلقی مشترک مردم از سرمایه اجتماعی در جوامع توسعه نیافته و در حال توسعه است و من I تلقی مشترک مردم از سرمایه اجتماعی در جوامع توسعه یافته است که در مرحله دیگری تعمیم یافته هستند. آنتونی گیدنز اعتماد را به دو شکل مطرح می کند : اعتماد به افراد یا نظام های انتزاعی که به دو نوع اعتماد اجتماعی و اعتماد مدنی (ذهنی) است و اعتماد به افراد خاص (عینی) که اعتماد بین فردی است. بوردیو معتقد است که دو رویکرد عینیت گرایی و ذهنیت گرایی دو پاره ی اصلی تفکر اجتماعی هستند. بوردیو برای ترکیب عینیت گرایی و ذهنیت گرایی مفاهیمی را وضع کرد که با مفاهیم ملکه، میدان و سرمایه (اقتصادی، انسانی، نمادین و اجتماعی ) استحکام یافته و منسجم شده بود. سرمایه برآیند دیالکتیکی میان ملکه (ذهنی) و میدان (عینی) است. جیمز کلمن، سرمایه اجتماعی را بخشی از ساختار اجتماعی می داند که این ويژگي از ساختار اجتماعی شامل تکالیف و انتظارات، مجاری اطلاع رسانی، هنجارها و ضمانت اجراهای کارآمد است. فوکویاما سرمایه اجتماعی را به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیر رسمی (ذهنی) تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون (عینی) میان آنان مجاز است در آن سهیم هستند. پاتنام ويژگي ذهنی سرمایه اجتماعی را اعتماد و هنجارها و ويژگي عینی آن را شبکه ها می داند. گیدنز، بوردیو، کلمن، فوکویاما و پاتنام سرمایه اجتماعی را به صورت مستقیم مورد بررسی قرار داده اند، که تقابل دوپاره عینیت و ذهنیت در یک رابطه دیالکتیکی است که به ایجاد سرمایه اجتماعی می انجامد.
قبل از ذکر پرسشها یا فرضیات پژوهش می بایست به «پایگاه تحقیق» اشاره نمود. منظور از پایگاه تحقیق این است که فرضیات یا پرسشهای تحقیق دارای چه موقعیتی است و جایگاه آن به چه شکلی است. (تنهایی، 1378 ، 74 ) از آنجا که این پژوهش در جهت کشف مساله پژوهشی است ، بنابراین دارای پایگاه کشفی می باشد که در این صورت فقط پرسشهای پژوهشی - با استخراج از درون چارچوب نظری و در نهایت مدل تحلیلی - ارائه می شود. 1- میزان اعتماد اجتماعی به عنوان یکی از ويژگي ها سرمایه اجتماعی چقدر است ؟ 2- میزان مشارکت اجتماعی به عنوان یکی از ويژگي ها سرمایه اجتماعی در جامعه ایران چگونه است ؟ 3- وضعیت هنجارها به عنوان یکی از ويژگي ها سرمایه اجتماعی در ساختار جامعه ایران چگونه است؟ 4- شاخص های سرمایه اجتماعی در ساختار جامعه ایران کدام اند ؟
روش پژوهش به دلیل اینکه در این پژوهش شاخص های سرمایه اجتماعی در ساختار جامعه ایران در بین مردم تهران در سال 1387، بر اساس نگرش مردم و طرز تلقی مردم بدست می آید. روش این پژوهش پیمایشی در رويكرد روش شناسی تفسیری است. طرح پژوهش در این پژوهش، مطالعه مقطعی انبوه می باشد. تکنیک یا ابزار این پژوهش « پرسشنامه توام با مصاحبه و مشاهده » است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده می شود که در آن برای کشف شاخص ويژگي ها، سوالات باز ساخته شده است.
اعتبار (Validity) و اعتماد(Reliability) براي شناسایی اعتبار شاخص های پرسشنامه از اعتبار صوری استفاده شد و پرسشنامه طراحی شده به تعدادی از اساتید خبره و برگزیده جامعه شناسی داده شد و وفاق آنها در مورد شاخص ها، دلیل روشنی بر اعتبار پرسشنامه طراحی شده است. همچنین به دلیل اینکه پرسشنامه این پژوهش از داخل نظریه های مطرح، چارچوب نظری و مدل تحلیلی استخراج شده است دارای اعتبار سازه ای است. پرسشنامه این پژوهش، تحت آزمون مقدماتی Pretest بر روی یک دهم حجم نمونه قرار گرفته است و پس از کدگذاری و استخراج داده ها آزمون آلفای کرونباخ انجام گردید. آلفای به دست آمده بالای 70 درصد است.
جامعه آماری ، حجم نمونه و روش نمونه گیری با توجه به موضوع پژوهش- تحلیل کیفی فرانظری "سرمایه اجتماعی" در میان مردم تهران سال 1387 و سن رای دادن (18 سال)، در این پژوهش فقط افراد 18 سال و به بالا از ميان شهروندان تهرانی 18 سال و به بالا که تعداد آنها 5.967.526 است انتخاب شدند. حجم نمونه با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه کوکران Cochran محاسبه گردید و حجم نمونه به دست آمده 400=399.97 است. روش نمونه گیری تلفیقی از نمونه گیری های منطقه ای، چندمرحله ای و سهمیه ای است. در این نوع نمونه گیری ابتدا شهر را به بلوکهایی در صورت امکان با جمعیتهایی برابر تقسیم و آنها را شماره گذاری می کنند و سپس با روش تصادفی ساده حجم مورد نیاز انتخاب می شود. (ساروخانی، 1377، 119) در ابتدا از نمونه گیری منطقه ای استفاده می شودکه در آن شهر تهران را به چند حوزه شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تقسیم نموده و آنگاه بر اساس جمعیت مناطق 22 گانه شهر تهران به تناسب جمعیت مناطق در حوزه های فوق، بلوکهایی در نظر گرفته می شود و سپس برای تقسیم بالسویه پرسشنامه در بین زنان و مردان، از نمونه گیری سهمیه ای استفاده می شود.
شرح مدل نظري در چارچوب نظری و مدل تحلیلی این پژوهش، سرمایه اجتماعی، با ويژگي هاي اعتماد، مشاركت، هنجارها و به عنوان برآیند دیالکتیکی دوپاره ذهنیت و عینیت به حساب آمده است. سرمایه اجتماعی که از دیدگاه پیر بوردیو، برآیند دیالکتیکی میان ملکه (ذهنی) و میدان (عینی) است. اعتماد اجتماعی به عنوان یکی از ويژگي ها مهم سرمایه اجتماعی با استفاده از نظریهِ نظریه پردازانی چون جورج زیمل، آنتونی گیدنز، جیمز کلمن و رابرت پاتنام مطرح می شود. مشارکت اجتماعی (شبکه ها) نیز به عنوان یکی از ويژگي ها مهم سرمایه اجتماعی با استفاده از نظریه ی نظریه پردازانی چون جورج زیمل، فرانسیس فوکویاما و رابرت پاتنام مطرح می شود. هنجارها نیز با استفاده از دیدگاه نظریه پردازانی چون جیمز کلمن، فرانسیس فوکویاما و رابرت پاتنام ارائه می شود. و سرانجام با استفاده از نظریه هربرت بلومر تلقی مردم از سرمایه اجتماعی سنجيده شده است. این پژوهش در ساختار جامعه شهر تهران صورت گرفته، جامعه ای كه به نظر مي رسد در حال توسعه و گذار از دوره سنتی به دوره صنعتی است. بنابراین جامعه ای Me است. براین اساس برای به دست آوردن شاخص های سرمایه اجتماعی به تلقی مشترک مردم در نوع جوامع من اجتماعی از سرمایه اجتماعی رجوع شده است. روش شناسی هربرت بلومر طبیعت گرایانه است و آن به این معناست که طبیعت جهان تجربی را به گونه ای که در جهان خارج است مي توان شناخت، به صورت مفاهیمی که در واقعیت موجود هستند و دائماً در فرآیند شدن و بازآفرینی مورد توجه قرار می گیرند. دنیای تجربی، دنیایي زنده و در حال حرکت و همواره در حال نو شدن می باشد. جهان تجربی از نظر بلومر، محل برخوردهای واقعی مردم یا تشکیل کنش متقابل نمادی است و باید در همان جا نیز مورد آزمون قرار گیرد. تجربه به معنی تعمق و ژرف نگری در زندگی واقعی و عملی مردم، آنگونه که به واقع هست. ( تنهایی، 1379، 460-459)
يافته هاي پژوهش
اعتماد اجتماعی تعاریفی که مردم جامعه ایران از اعتماد اجتماعی دارند با تعاریفی که از نظریه پردازان در چارچوب نظری مطرح شده است متفاوت است. بنا بر دیدگاه آنتونی گیدنز اعتماد یعنی ضمان و تعهد دادن به شخص، گروه یا نظام در طول زمان آینده است. (گیدنز ، 1384 ، 175 ) در تعریف اعتماد اجتماعی پاسخ هایی مانند: اعتماد افراد جامعه نسبت به یکدیگر (حتی با وجود عدم شناخت )، اطمینان داشتن افراد جامعه نسبت به هم، اعتماد افراد جامعه به كاركنان دولت به دست آمد. هم چنین زمانی که از پاسخ گویان خواسته می شود تا بگویند با شنیدن کلمه "اعتماد اجتماعی" چه چیزهایی به ذهنشان می رسد علاوه بر مواردی چون صداقت، راستگویی و راستی، آرامش، پاسخ های متفاوتی چون بی اعتمادی، دروغ، مکر وحیله، خیانت و کلاه برداری به دست آمد . در اعتقاد زیمل، در نتیجه تقسیم کار فزاینده، عقلانیت مفرط، سلطه روزافزون ناپایداری روابط و کاهش اعتماد اجتماعی است. (مسائل اجتماعی ایران، 1383، 294) درتعريف بلومر جامعه ایران، جامعه ای در حال توسعه و در حال گذار از دوره سنتی به دوره صنعتی ديده شد؛ بنابراین جامعه ای Me است و پاسخ های متفاوت نیز به دلیل شرایط خاص حاکم بر جامعه ایران است که در آن میزان اعتماد اجتماعی پایین است. در رابطه با منابع اعتماد اجتماعی - اینکه به چه افراد، نهادها و سازمان هایی اعتماد می کنند – پاسخ های عمده نشان می دهد که مردم به افراد، نهادها و سازمان های مهمی مانند نهاد خانواده، نهاد آموزش و پرورش، اعضای خانواده، دوستان و سازمان های دولتی اعتماد می کنند. همچنین برخی از پاسخ گویان اظهار کرده اند که به هیچ فرد، نهاد و سازمانی اعتماد نمی کنند. در جامعه ایران، مردم اغلب به افراد، نهادها و سازمان هایی اعتماد می کنند که سروکار بیشتری با آنها دارند و حضور آن ها در جامعه ملموس تر است. در واقع اعتماد به نهادها و سازمان هایی است که عینی هستند. همچنین افراد در زمینه های شغلی و کاری، در هر زمینه ای با توجه به شناخت کامل طرف مقابل (شخصیت و تخصص)، خانوادگی، در روابط اجتماعی و در مواقع لازم و ضروری زندگی به دیگران اعتماد می کنند و برخی نیز در هیچ زمینه ای به دیگران اعتماد نمی کنند. در واقع به دلیل مسلط شدن روحیه مادی گرایی و منفعت طلبی در جامعه ایران، بیشتر در زمینه هایی که سودی برای افراد داشته باشد به دیگران اعتماد می کنند. از راههای افزایش اعتماد اجتماعی در جامعه ایران از دید مردم ایران می توان به مواردی مانند صداقت در انجام کارها، صداقت دولت و نهادهای دولتی و دولتمردان با مردم – یکی بودن حرف و عمل دولت، هر کس وظایف و مسئولیت خود را درست انجام دهد، ایجاد اعتماد مردم نسبت به یکدیگر، فرهنگ سازی، کم کردن گرانی و تورم، کاهش دروغ و از بین بردن آسیب های اجتماعی در جامعه نام برد. پاسخهای به دست آمده نشان می دهد که از دید مردم جامعه ایران انجام درست وظایف هرفرد – چه مردم عادی و چه دولتمردان- در ساختار جامعه ایران امری است که می تواند به ایجاد و افزایش اعتماد اجتماعی منجر شود . مشارکت اجتماعی تعاریف به دست آمده از مشارکت اجتماعی در جامعه ایران نشان می دهد که با تعاریفی که در چارچوب نظری مطرح شده شباهت های زیادی دارد. از دیدگاه رابرت پاتنام اعتماد و ارتباط متقابل اعضا در شبکه به عنوان منابعی هستند که در کنش های اعضا جامعه موجود است. پاسخ گویان در تعریف مشارکت اجتماعی این تعاریف را ارائه کرده اند: همکاری اعضای جامعه در انجام کارها و فعالیت های فردی، گروهی و اجتماعی، مشارکت افراد در کارها برای دستیابی به اهداف مشخص، همیاری مردم در حل مسائل و مشکلات موجود در جامعه، شرکت افراد جامعه در فعالیت های اجتماعی، شور و مشورت با شرکت در تصمیمات مهم و سرنوشت ساز جامعه. تعاریف نشانگر آگاهی بالای مردم جامعه ایران نسبت به مشارکت اجتماعی است. پاسخ گویان با شنیدن کلمه مشارکت مواردی به شرح زیر به ذهنشان می رسد: همکاری، شرکت کردن – شراکت، همدلی، رای گیری و انتخابات، همبستگی و اتحاد، همیاری و تعاون، کمک به دیگران و کمکهای انسان دوستانه. این پاسخ ها نیز نشانگر اجماع مردم جامعه ایران به مفهوم مشارکت اجتماعی است. در رابطه با منابع مشارکت اجتماعی از پاسخگویان خواسته می شود که بگویند در چه کارهایی با دیگران مشارکت می کنند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که پاسخ گویان در کارهایی که توان انجان آنها را داشته باشند و در تخصص شان باشد، در امور شغلی، در زمینه تحصیلی، در زمینه کمک به همنوعان و امور خیریه، و در کارهایی که به نفع جامعه باشد حاضرند با دیگران مشارکت کنند. همچنین در هیچ کاری و يا در کارهایی که برایشان نفعی داشته باشد، نیز مشارکت می کنند. همچنین در پاسخ اين که با چه کسانی مشارکت می کنند پاسخ های به دست آمده شامل مواردی چون اعضای خانواده خود، دوستان، افراد قابل اعتماد خود، همکاران، اقوام و فامیل و خویشاوندان مي شد. در جامعه ایران مردم غالباً با کسانی مشارکت می کنند که آشنا باشند و قبلاً با آنها مشارکت داشته باشند و از مشارکت با افراد غریبه و غیر، به دلیل پایین بودن سطح اعتماد اجتماعی، پرهیز می کنند، که البته بنا بر نظریه هربرت بلومر این ویژگی جامعه Me است که به نقش های ساختاری اعتماد نمی کنند و مشارکتی هم در اين موارد كم است. از راههای افزایش مشارکت اجتماعی مواردی مانند: اعتماد داشتن به همدیگر و افزایش میزان آن، افزایش مشارکت در کارهای جمعی و گروهی، فرهنگ سازی در زمینه کار گروهی و مشارکت، جلب اعتماد مردم با یکی شدن حرف و عمل سیاستمداران (عمل به وعده ها)، تبلیغات از طریق رسانه ها مطرح شده است. بررسی ها نشان می دهد که بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی رابطه مستقیمی وجود دارد، چرا که با افزایش میزان اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی نیز افزایش می یابد و برای افزایش مشارکت اجتماعی، افزایش اعتماد اجتماعی در بین مردم ضروری است. در بررسی رابطه بین اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی نیز بین این دو ويژگي اصلی سرمایه اجتماعی رابطه مستقیمی وجود دارد. هنجارها در تعریف هنجار اجتماعی تعاریفی مانند: بایدها و نبایدهای موجود در جامعه، رفتارهای مثبت و درست در راستاي رسیدن به اهداف جامعه، قوانینی مقبول در جامعه که تخلف از آن خلاف محسوب می شود، معیارها و استانداردهای پذیرفته شده اجتماعی، امور پذیرفته شده و عادی در جامعه، مشکلات، مسائل و آسیبهای موجود در جامعه، بی قانونی – هرج و مرج مطرح شده است. همچنین پاسخ گویان با شنیدن کلمه هنجار مواردی به شرح زیر به ذهنشان می رسد: قانون و قوانین، بایدها و نبایدهای جامعه، نابهنجاری و بی نظمی، عرف و رفتارهای مورد قبول عرف، موازین اجتماعی و رعایت آن، آسیب های اجتماعی و جرم، جبر اجتماعی، فشار و زور. بررسی پاسخ های به دست آمده و تطبیق آن با چارچوب نظری نشان می دهد که چارچوب نظری کاملاً با پاسخ های به دست آمده تطابق دارد. چون جامعه ایران، جامعه ای Me است، بنابراین پاسخ های مردم در تعریف هنجار با تعریفی که نظریه پردازان غربی ارائه می کنند متفاوت است. مردم هر جامعه با توجه به ساختار همان جامعه هنجار را تعریف می کنند. به اعتقاد جیمز کلمن، سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشگر اجازه می دهد تا با استفاده از آن به منابع خود دست یابد. این ويژگي از ساختار اجتماعی شامل تکالیف و انتظارات، مجاری اطلاع رسانی، هنجارها و ضمانت اجراهایی است که انواع خاصی از رفتار را تشویق کرده یا منع می شوند. (کلمن، 1988؛ به نقل از مسائل اجتماعی ایران، 1383، 301-300) فوکویاما سرمایه اجتماعی را این گونه تعریف می کند: سرمایه اجتماعی به سادگی مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیر رسمی است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان آنان مجاز ست، در آن سهیم هستند. مشارکت در ارزش ها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد، چرا که این ارزش ها ممکن است منفی باشند. بر عکس، هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می کنند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشند. (فوکویاما، 1385، 12-10) رابرت پاتنام نيز اعتقاد دارد كه سرماية اجتماعي وجوه گوناگون سازمان اجتماعي، نظير اعتماد، هنجارها و شبكهها است كه ميتوانند با تسهيل اقدامات هماهنگ كارايي جامعه را بهبود بخشند. (پاتنام، 1380: 285) درباره منابع هنجارها، داده های به دست آمده نشان می دهند که بر اساس نگرش مردم جامعه ایران نهادهای دولتی – دولت، نهاد خانواده، عرف، نهادهای اجتماعی – همه نهادهای موجود در جامعه، نهاد آموزش و پرورش، قانونگذاران، مجلس و نهادهای فرهنگی نهادهایی باعث ایجاد هنجارهای اجتماعی می شوند. منابع هنجارهای اجتماعی در جامعه ایران تقریباً در بین مردم جا افتاده است. از دید پاسخ گویان عمده ترین راه هایی که می تواند باعث جااندازی هنجارهای اجتماعی در جامعه شود تبلیغات از طریق رسانه های جمعی (صدا و سیما – مطبوعات و ...)، فرهنگ سازی، آموزش و پرورش رسمی (از مهد کودک تا دانشگاه)، آموزش غیر رسمی به کودکان توسط نهاد خانواده و سایر نهادها، درونی ساختن هنجارها در مردم آگاهی و اطلاع درست به مردم، عمل به هنجارها توسط مسئولان اصلی جامعه و اجرای آن است. سرمایه اجتماعی عمده ترین پاسخ در تعریف سرمایه اجتماعی شامل: سرمایه های مادی و غیرمادی و نیروهای انسانی یک جامعه، ارتباطات اجتماعی درست در جامعه، استعدادهای آشکار و پنهان انسانی موجود در جامعه، اعتماد اجتماعی، افراد متخصص و کارآزموده، منابع بالقوه و بالفعلی که در جهت پیشرفت جامعه هستند، مي شود. پاسخ گویان که با شنیدن سرمایه اجتماعی موارد زیر به ذهن شان خطور مي كرد: اعتماد، روابط اجتماعی بین مردم، منابع انسانی، نخبگان، ثروت ملی جامعه، جوانان، مشارکت جمعی انسانها، فرهنگ، آموزش. از دیدگاه پیر بوردیو سرمایه اجتماعی، جمع منابع واقعی یا بالقوه ای است که حاصل از شبکه ای بادوام از روابط کمابیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل – یا به بیان دیگر ، با عضویت در یک گروه – است، شبکه ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می کند و آنان را مستحق اعتبار می سازد. با توجه به روش طبيعت گرايانه بلومر و تعريف فوق از بورديو، و جامعه ی ايراني كه از گونهMe است، تعريف سرمایه اجتماعی نيز در اين جامعه ويژگي هاي خود را دارا است. پاسخ گويان علاوه بر اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و هنجارها، مواردی چون: سرمایه های مادی و غیرمادی و نیروهای انسانی یک جامعه، استعدادهای آشکار و پنهان انسانی موجود در جامعه، افراد تحصیلکرده، متخصص و کارآزموده، منابع بالقوه و بالفعلی، فرار مغزها در پیشرفت جامعه را نيز در تعریف سرمایه اجتماعی مطرح ساختند.
نتايج و پيشنهادها نتایج به دست آمده نشان می دهد که راه های افزایش سرمایه اجتماعی در جامعه ایراني با توجه به موارد ذيل حاصل شوند: 1- اعتماد سازی اجتماعی، 2- آموزش سرمایه اجتماعی در نهاد آموزش و پرورش، 3- استفاده درست از سرمایه های انسانی نخبگان درهموارسازي کارهای گروهی، 4- شناساندن سرمایه اجتماعی به انبوه، 5- رعايت حقوق ديگران، احترام به یکدیگر، عدالت خواهی، 6- فهم ارزش ها و هنجارهای جامعه، 7- انجام درست و عادلانه وظايف مسئولان دولتي در حل مشکلات اقتصادی، به ويژه تورم، 8- فراهم سازی زمینه های اشتغال و کار برای همگان، 9- برقراری امنیت و قانون سالاري در جامعه. اعتماد میان مردم و دولتمردان و نخبگان سیاسی به درستي موجب توسعه سیاسی مي شود. بنابراین اعتماد منبع باارزشی از سرمایه محسوب می شود به گونه اي كه میزان اعتماد شاخص پايه میزان رشد سیاسی و توسعه اجتماعی به شمار مي آيد. اين نظر رابرت پاتنام كه سرماية اجتماعي وجوه گوناگون سازمان اجتماعي، نظير اعتماد، هنجارها و شبكهها را مي سازد و با تسهيل اقدامات هماهنگ، كارايي جامعه را بهبود مي بخشند، (پاتنام، 1380، 285) ياد آور نظر فيلسوف چيني، كنفوسيوس، است كه سه شرط را براي توسعه سياسي مهم مي دانست: فراهم كردن معيشت مردم، فراهم نمودن قدرت نظامي و افزايش اعتماد مردم به دولت، كه از ميان اين هرسه، شرط اعتماد به دولت تا آن جا مهم است كه تنها نبود چنين اعتمادي مي تواند موجب نابودي دولت شود. (تنهايي، 1381)
پاورقی ها:
1- مقاله حاضر قبلاً در آدرس این منتشر شده است: فصلنامه تخصصی جامعه شناسی، سال چهارم، شماره چهارم، زمستان 1387، صص: 49-69 2- عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی – گروه جامعه شناسی www.hatanhai.com hatanhai@Yahoo.com 3- عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان – دانش آموخته دکتری جامعه شناسیhazrati14@Yahoo.com Zahra.hazrati@gmail.com
منابع فارسي - استونز ، راب (1379) ، " متفکران بزرگ جامعه شناسی " ، ترجمه : مهرداد میردامادی ، تهران : نشر مرکز - انجمن جامعه شناسی ایران ، 1383، " مسائل اجتماعی ایران "، تهران : آگه - بوردیو ، پی یر (138، " نظریه کنش " ، ترجمه : سید مرتضی مردیها ، تهران : نقش و نگار - پاتنام ، رابرت 1380، " دموکراسی وسنتهای مدنی " ، ترجمه : محمد تقی دلفروز - تنهایی ، حسین ابوالحسن و جواد نکهت 1378،" شیوه تنظیم و نگارش پایان نامه"، کرمان : نشر همیار کرمان - تنهایی، حسین ابوالحسن، 1378، "جایگاه نظریه هربرت بلومر در جامعه شناسی معرفت "، اصفهان: مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان (علوم انسانی)، جلد دهم ، شماره 1و 2 - تنهایی، حسین ابوالحسن 1379، "درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی"، مشهد: مرندیز و نی نگار - تنهايي ح. ا.، 1381، "جامعه شناسي در شرق باستان"، تهران بهمن برنا - تنهایی، حسين ابوالحسن 1382، " جامعه شناسی نظری : مبانی ، اصول و مفاهیم "، تهران: انتشارات بهمن برنا - تنهایی، حسین ابوالحسن 1384، " تحلیل نظری زمینه های جامعه شناسی معرفت بوردیو "، آشتیان: فصلنامه تخصصی جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان، سال اول، شماره 3. پاییز 1384 - ریتزر ، جورج 1374، " نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر " ، ترجمه : محسن ثلاثی ، تهران : انتشارات علمی - ساروخانی ، باقر 1377، " روشهای تحقیق در علوم اجتماعی – بینش ها و فنون" ، جلددوم ، تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی - فوکویاما ، فرانسیس 1385، " پایان نظم – سرمایه اجتماعی و حفظ آن "، ترجمه : غلامعباس توسلی ، تهران : حکایت قلم نوین - فیلد ، جان 1386، " سرمایه اجتماعی " ، ترجمه : غلامرضا غفاری و حسین رمضانی ، تهران : کویر - كلمن، جيمز1377، "بنيادهاي نظريه اجتماعي"، ترجمه : منوچهر صبوري ، تهران : نشر ني - کوزر ، لیوئیس 1372، "زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی"، ترجمه : محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی - گیدنز ، آنتونی 1384، "پیامدهای مدرنیت " ، ترجمه : محسن ثلاثی ، تهران : نشر مرکز منابع انگليسي Coleman, J.S. (1988) “Social Capital in the Creation of Human Capital”, American journal Of Sociology Supplement 94 Field, John. (2003) “Social Capital ”, London and New York: Routledge Taylor &Francis Group Fukuyama, F. (1997) “Economic Globalization and Culture”, the Merrill Lynch Forum Giddens, Anthony (2001) “Sociology, Introductory Readings”, Polity Press Putnam, Rabert (1999)"The Prosperous Community: Social Capital and Public Life" The American Prospect, No 13 Putnam, Robert “ Social Capital: Measurement and Consequences”, Kennedy School of Government, Harvard University Ritzer, George (1988) “Sociological theory”, United States of America: Alfred A. Knopf, Inc Simmel, G. (1971) “On Individuality and Social Forms”, Chicago: University of Chicago Press
Qualitative Analysis of Social Capital metatheory, among Tehrani citizens in 1387
Dr. H.A. Tanhaei , Zahra hazrati someeh
Abstract Social Capital is a Macro concept including dimensions like social trust, social participation and social norms. Social Capital enjoys self-generating feature, whose proper use provides ground for its reproduction and strength. The main goal of this article is a qualitative analysis of social capital among Tehrani citizens. Theoretical framework and analytical model are based on theories of George Simmel, Herbert Blumer, Anthony Giddens, Pierre Bourdieu, James Coleman, Francis Fukuyama and Robert Putnam. The method of this research is survey, in the field of interpretive methodology and its technique is questionnaire along with interview and observation. The results of this study indicate that Iranian society is a Me society, and peoples' definition and attitude of social capital have been made related to this particularity.
Key concepts: Social Capital, Meta theory, Qualitative Analysis, Social Trust, Social Participation, Social Norms, Dialectical, Objective, Subjective
|