صفحه اصلی Skip Navigation Links
دیدگاه ها و چشم اندازها
پایان نامه ها
گفتار های کلاسی(صوتی)
زندگینامه
عکس ها
تماس و طرح سئوال
Skip Navigation Links
مقاله ها
سخنرانی ها
گفتگو ها
کتاب ها
پژوهش ها
نقد ها
مقالات دیگران
 موضوع:      مجموع رکوردها: 3 | صفحه: 1 از 1  
پارادايم نظري و فرانظري در جامعه‌شناسي نظري(1)

جامعه‌شناسي نظري شاخه‌اي در رشته‌ي جامعه‌شناسي و حوزه‌اي خردتر در جستار نظريه‌ها و مكاتب جامعه‌شناسي است كه به بررسي فرايندهاي شناخت و ساخت نظريه‌ها، كشف پيوندهاي فرانظري نظريه‌ها و نقد آنها به منظور پيدا نمودن شرايط نقد و تلفيق نظريه مي‌پردازد. روشن است كه وظيفه‌ي جامعه‌شناسي نظري از حوزه‌ي نظريه‌ها و مكاتب جامعه‌شناسي مجزا است. در حوزه‌ي نظريه‌ها و مكاتب شارحين نظريه‌ها تنها به شرح و نقد نظريه‌ها مي پردازند، در صورتي كه در جامعه‌شناسي نظري علاوه بر شرح و نقد نظريه‌ها، وظايف كشف عناصر اصلي هر نظريه، تشخيص مفاهيم اصلي مكتبي و فرامكتبي و پيدا نمودن روابط حساس هر كدام از مفاهيم، مهمترين اقدام‌هاي ضروري و نخستي است. براي انجام چنين مهمي بايستي به دو نكته‌ي اساسي توجه داشت: يكي پيدا نمودن اصول و قواعد هر رشته علمي و دوم استخراج عناصر حساس در هر نظريه و تفكيك مفاهيم مكتبي و فرامكتبي در هر كدام از نظريه‌ها....
ادامه
نظریه تفسیر گرائی ریشه ای دکتر تنهائی
جستار هستی شناسی
پاره اول: گوهر آدمی

انسان در ساخت اجتماعي
در بررسي تاريخ تمدن انسان و با توجه به مفروضات هستي شناختي، دريافتيم كه انسان جزيي از مجموعة بزرگ هستي،‌ موجودي است كه بر اساس خودآگاهي- و نه غريزه- به كنش اجتماعي مي پردازد. از طرفي روشن است كه وجود رابطة‌ منطقي ميان اجزاء اين مجموعه از يك سو و نيز ميان اجزاء و كل هستي از ديگر سوي، مي تواند يگانگي حقيقي هستي اجتماعي را بر ملا كرده و پرده از حجاب كثرت و پراكندگي بردارد.
از طرفي گرچه اين نكته روشن است كه تفاوت ميان اجزاء در يك نظام انسان گرايانه ي تقسيم كار، بايستي بر اساس تفكيك كاركردي انجام گيرد، به طوري كه به تبعيض در بهره گيري از امكانات و فرصت هاي زندگي نيانجامد‌، ولي لازمة‌ تشكيل اين ديالكتيك تكميلي و خلاق، وجود انسان سالم از سويي و ساخت جامعه اي سالم از ديگر سوي است. بنابراين در ابتدا لازم است تعريفي از انسان و جامعه سالم در دست داشته باشيم، تا به كمك آن بتوان ديالكتيك واقعي انسان در تاريخ تمدن و سير انديشه هاي اجتماعي او را دقيقتر به بررسي بگيريم. ...
ادامه
نظريه ی ترکيبی قشربندی در: جامعه شناسی تفسيری ـ ريشه ای(1)
مفاهيم كليدي: طبقه ي فرادست/فرودست، قشرهاي دروني، منش طبقاتي، معرفت طبقاتي، اخلاق طبقاتي، هراس طبقاتي، مهاجرت طبقاتي.

طبقاتی شدن جامعه هميشه همزاد رشد تضادهای درون گروهی و برون گروهی اجتماعی بوده است .هراندازه نظم و همکاری در پيدايش زندگی اجتماعی موثر باشد، تضاد ميان افراد، از هرنوع آن، انگيزه ای هميشگی در تنظيم فعاليت های بشری بوده است. تضاد برسربه دست آوردن شاخص های اصلی زندگی اجتماعی مهمترين مبارزه ای بود که همکاری و همياری نخستين انسان – که مبارزه ای ميان انسان و طبيعت بود – را به مبارزه ی انسان و انسان تبديل نمود و جامعه ی قبيله ای هر منطقه را به دو طبقه ی مشخص تقسيم کرد:1- طبقه ی فرادست،2- طبقه ی فرو دست.
فرادستی و فرودستی اين هر دو طبقه به داشتن يا نداشتن شاخص های اصلی زندگی اجتماعی برمی گردد که جايگاه هرفردی را درنظام تقسيم اجتماعی کار و نقش اجتماعی او را در جامعه مشخص می کرد. شاخص های اصلی زندگی اجتماعی در چشم انداز جامعه شناختی تقسيری – ريشه ای در سه دسته مهم آن خلاصه می شود: (2) 1- مالکيت و دارايی شامل مالکيت اجتماعی، سياسی و اقتصادی که به استخدام نيروهای توليد جمعی کشيده می شود. 2- قدرت اجتماعی که روابط توليد مورد نظر مالک، قوانين و عرف و سنن آن را تنظيم می کند. 3- برنامه ريزی و مديريتی که اهداف اجتماعی را بر ميزان حفظ گسترش مالکيت رشد می دهد. در فرايند اجتماعی شدن و رابطه ی ديالک تيکی ميان فرد و جامعه دو پديده ی مهم در محمل و بستر تاريخی قشربندی اجتماعی بوجود می آيد: يکی تشکيل منش و اخلاق طبقاتی و ديگری تشکيل معرفت طبقاتی.
ادامه

   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه  
Skip Navigation Linksindex
تاسیس: بهار 87
کلیه حقوق محفوظ است © 1388 - 1387
طراحی: شرکت شرکت طراحی وب سایت آرام شرق ایرانیان
تلفن: 77903805  77934158 - 09122082889