صفحه اصلی Skip Navigation Links
دیدگاه ها و چشم اندازها
انتشارات
مقالات دیگران
پایان نامه ها
گفتار ها
زندگینامه
عکس ها
تماس و طرح سئوال
 موضوع:      مجموع رکوردها: 1 | صفحه: 1 از 1  
نظريه ی ترکيبی قشربندی در: جامعه شناسی تفسيری ـ ريشه ای(1)
طبقاتی شدن جامعه هميشه همزاد رشد تضادهای درون گروهی و برون گروهی اجتماعی بوده است .هراندازه نظم و همکاری درپيدايش زندگی اجتماعی موثر باشد، تضاد ميان افراد، از هرنوع آن، انگيزه ای هميشگی در تنظيم فعاليت های بشری بوده است. تضاد برسربه دست آوردن شاخص های اصلی زندگی اجتماعی مهمترين مبارزه ای بود که همکاری و همياری نخستين انسان – که مبارزه ای ميان انسان و طبيعت بود – را به مبارزه ی انسان و انسان تبديل نمود و جامعه ی قبيله ای هر منطقه را به دو طبقه ی مشخص تقسيم کرد:1- طبقه ی فرادست،2- طبقه ی فرو دست.
فرادستی و فرودستی اين هر دو طبقه به داشتن يا نداشتن شاخص های اصلی زندگی اجتماعی برمی گردد که جايگاه هرفردی را درنظام تقسيم اجتماعی کار و نقش اجتماعی او را در جامعه مشخص می کرد. شاخص های اصلی زندگی اجتماعی در چشم انداز جامعه شناختی تقسيری – ريشه ای در سه دسته مهم آن خلاصه می شود: (2) 1- مالکيت و دارايی شامل مالکيت اجتماعی، سياسی و اقتصادی که به استخدام نيروهای توليد جمعی کشيده می شود. 2- قدرت اجتماعی که روابط توليد مورد نظر مالک، قوانين و عرف و سنن آن را تنظيم می کند. 3- برنامه ريزی و مديريتی که اهداف اجتماعی را بر ميزان حفظ گسترش مالکيت رشد می دهد. در فرايند اجتماعی شدن و رابطه ی ديالک تيکی ميان فرد و جامعه دو پديده ی مهم در محمل و بستر تاريخی قشربندی اجتماعی بوجود می آيد: يکی تشکيل منش و اخلاق طبقاتی و ديگری تشکيل معرفت طبقاتی. مفهوم منش طبقاتی برگرفته از تعريف منش اجتماعی از نظريه ی اريک فروم(3) است. بنابراين منش طبقاتی چهارچوب نسبتا پايداری است که اخلاق انسانی را در فرايند اجتماعی شدن برای زندگی و خدمت در يک نظام طبقاتی خاصی پرورش می دهد. معرفت حاصله از اين نوع منش،
ادامه

   اولین صفحه  صفحه قبل              صفحه بعد   آخرین صفحه  
Skip Navigation Linksindex
کلیه حقوق محفوظ است © 1387
شرکت آرام شرق ایرانیان - امیر رمضانی دورکی 
02177934158 - 02177930681 - 09122082889